تبليغاتX
کاش قلب در چهره ی انسان نمایان بود

کاش قلب در چهره ی انسان نمایان بود

آخرین سلامم در این وبلاک 

دوستان خوبم متاسفانه مجبور شدم به چند دلیل از جمله فیلتر شدن این وبلاک . و خوب چند دلیله دیگه از جمله خارج شدن از این حال و هوا .(وقتی جیگری نیست چطور میشه بگی جیگر حامد)به این ادرس

http://colbeiehamed.blogfa.com

نقل مکان کنم

خوب سخته ۷ ماه اینجا زندگی کردم ولی چاره ای نیست

باید رفت..

منتظر حضور سبز تک تکتون تو وبلاک جدیدم هستم

حامد رو فراموش نکنین

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 1:38  توسط حامد  | 

عجب بساطی شده ها

هرروز که  می گذره . من اوضاعم بدتر میشه که بهتر نمیشه.

شرمنده بچه ها بزودی اپ می کنم/...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 19:26  توسط حامد 

دلم خیلی تنگیده؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 20:16  توسط حامد 

فراموشی

 

می خواهم فراموشت کنم.

می خواهم سادگی احمقانه ام را فراموش کنم

می خواهم عشق پاکم را فراموش کنم

می خواهم به بازی گرفتن احساساتم را فراموش کنم

می خواهم نامهربانی هایت را فراموش کنم

می خواهم دروغ گفتن هایت را فراموش کنم

می خواهم پشت پازدن به همه چیز را فراموش کنم

می خواهم وانمود کردنت که هیچ اتفاقی نیفتاده را فراموش کنم

.....

ولی چرا تا به حال فراموش نشدی؟؟؟

....

می دانم . خوب می دونم . حتی زحمت اینجا امدن و خواندن این وبلاکم به خودت نمی دی!!!

پس به راستی من برای چه می نویسم !!!

پس به راستی چگونه هنوز دوستت دارم!!!....

 

 زندگیم را بی توباید ادامه بدهم .و 2راه بیشتر ندارم یا مرگ یا فراموش کردنت

نمی دانم چگونه؟ ولی فراموشت می کنم.

فراموشت می کنم. فراموشت می کنم. فراموشت می کنم. فراموشت می کنم.

فراموشت می کنم. فراموشت می کنم. فراموشت می کنم. فراموشت می کنم.

فراموشت می کنم. فراموشت می کنم. فراموشت می کنم. فراموشت می کنم.

دوست داشتن يعنی              با تو بهتر از اينم که می بينی؛         بی تو همينم که می بينی .

عشق يعنی                           با تو همه چيزم که می بينی؛          بی تو هيچ چيزم که می بينی.

دوست داشتن ؛آسان نفس کشيدن                        عشق ؛سختی نفس بريدن

دوست داشتن؛محاسبه است                                 عشق ؛هر چه باداباد.

دوست داشتن؛فاش ترين گفتگوست                    عشق؛مرموزترين سکوت.

دوست داشتن؛يک چيز است                             زيرا در آن آدمی :همان چيز هست .

عشق ؛همه چيز هست                                      زيرا در آن آدمی: هيچ چيز نيست.

 

ميان بيابان و  

دريا نشسته بودم...

اب دريا را با دست ميريختم تا بيابان را سيراب كنم...

مدتها گذشت....

دريا تشنه بود...دريا كوير شد و كوير دريا...

به كار بيهوده خود خنديدم...

چرا سعي دارم تورا متقاعد كنم كه مرا دوست داشته باشي؟

مگر عشق زوريست؟

؟؟؟؟؟؟؟

  

ذوست گلم نظر ت رو برام بنویس ./////

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 2:41  توسط حامد  | 

شقایق

 

برای کسی تب کن. که برات بمیره!

برای کسی تب کن. که برات بمیره!

برای کسی تب کن .که برات بمیره!

برای کسی تب کن. که برات بمیره!

شش ساله بودم! که دندان شیری ام افتاد.
به دستور مادرم پیچیدمش لای یک دستمال و بدو بدو از پله های پشت
بام بالا رفتم و به وسعت خيابان پرتابش کردم. بعد رو به قاصدک توی آسمان فریاد کشیدم:

"آهای قاصدک! اینو ببر! جاش یه دندون نو برام بیار"
...
مادرم اینجا نبود!
وقتی تو نامهربانانه از تنم جدا شده بودی ...
من ولی درسم را خوب بلد بودم ...
:
لای بقچه خاطرات پیچیدمت ...
از پله های عقل بالا رفتم ...
به وسعت حقیقت پرتابت کردم ...

بعد رو به خدای توی دلم فریاد کشیدم:
"خدای مهربون! اینو ببر! جاش یه عشق همیشگی و واقعی برام بیار"
 

سلام کسی که تو دلم درخشید "

سلام کسی که تو دلم درخشید

من دیگه دوست ندارم .ببخشید!!

بهتره که نپرسی علتش رو

چون که خودت ندادی فرصتش رو

بهتره این نامه آخر باشه!

فکر کنم این واسه ما بهتر باشه

من واسه اون کسی که دوست ندارم

نمی تونم شاخه گل بیارم

بین تو اون روزها کلی فرقه!!

تو اسمونت پره رعد و برقه

نه مهربونی نه واسم می خندی

هر دری رو من می زنم می بندی!!

کو اون همه شعرای عاشقونه

کی بود بهم می گفت سلام بهونه

نه صحبت از سلام بهونه ای نیست

پرنده اینجاست ولی دونه ای نیست

خواستی فقط صاحب یک قفس شی؟

بری و با دیگری هم نفس شی!!!!؟

خواستی بگی میشه تو دام بیفتم؟

بعدش بگی دیدی بهت نگفتم!!

از چشم من افتادی نازنینم

دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

اون کسی که دم می زد از حسادت

اگه بمیرم نمیاد عیادت

منم می خوام اتمام حجت کنم

خیال هر دومون و راحت کنم

اگه دلت همین الان بشکنه!

بهتر از آوارگی های منه

من کسی رو می خواهم که عاشق باشه

اول و آخرش شقایق باشه

من کسی رو می خواهم که نیست مثل تو

پشیمونم .دوست ندارم برووووو

پشیمونی گر چه نداره سودی!

خوب شد که فهمیدم بزودی

من کسی رو می خواهم که ناز و کم کم

صدام کنه مثل فرشته .....

مث همون روز های آشنایی

نه مث حالا!! . نه مثل رهایی

جواب بدی ندی دیگه تمومه

نمی دونم جواب واسه کدومه

نامه هام و از بس جواب ندادی

جواب بدی شاید بشه زیادی

شاخه نباتم که بشه واسطه

دل نمی دم دیگه به این رابطه

اما یادت باشه

که این آدما

کم نبودن پیشم ولیکن شما...

نیستید مثل اون روزهای طلایی

کی گفته 3 تا بخش داره جدایی؟

جدای هر غمش هزار تا بخشه

دل می سوزونه مثل آذرخشه

من هر چی دوست دارم تموم شه نامه

دلم می یاد بازم می ده ادامه

دیگه تموم شد اون همه غم و رنج

وقت قرار وشوق ساعت5

. برو پیش هر کسی که دوست داری!

حق نداری اسم منم بیاری

بخواهی نخواهی زود برو به سلامت

خدا کنه بین ما ها قضاوت

خدا کنه بین ما ها قضاوت

خدا کنه بین ما ها قضاوت

(مریم)

آری!
"میان پنجره و دیدن! همیشه فاصله ایست"
ولی عزیز!
این قصه با نگاه!
فهمیدنی نبود ... نیست ...

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 3:0  توسط حامد  | 

سوالات ذهنم (پاسخ سارا خانم)

عشق چیه؟

 معنیش چیه؟ مرز بین عشق و هوس کجاست؟....؟.....؟

 

 

خیلی هامون می تونیم . یک معنی  برای عشق بگیم. ولی بعد از کمی مکث و شاید هم بحث ، خودمون هم  دوباره  ی اون چیزی  که گفتیم . مطمئن نیستیم.

من درباره این موضوع تقریباً مطمئنم .

 بچه های سایت ایران کلیک مرحوم . می دونند که من یه تایپک اونجا به نام معنی عشق داشتم .

 که تقریبا در مدت یک سال بیش از 1000 تا پست از بچه های مختلف داشت. ولی واقعا من یکی که هنوز معنیش رو نفهمیدم!!!

ایا زیاد دوست داشتن عشقه؟یا به قول یکی بچه ها یه نوع دیگه دوست داشتن؟اصلا نوع دیگه ای هم هست؟

.....؟.....؟

مگه نمی گن  عشق حقیقی و واقعی جز با شناخت  درست حاصل نمیشه؟!! پس جریان اینکه عرفای بزرگ ما هم می گن با یک نگاه عاشق شدم چیه؟ مرزشهوت و عشق کجاست؟ اصلا از هم جدا هستند؟به عشقه یک طرفه اصلا میشه گفت عشق؟    

......؟....؟

می دونم . می دونم  که شما هم یه سری جواب دارین .ولی اگه مطرحش کنین می بینین که نزدیکترین دوست شما با شما 180 درجه اختلاف داره؟؟!؟!؟!!؟

 

چیزی که من متوجه شدم اینه که عشق برای هر کسی یک مفهوم داره.!! نه برای همه افراد یک مفهوم!!

شاید مشکل اینجاست . که عشق اصلا یه واژه ای زمینی نیست .!! که ما زمینی ها به این راحتی تفسیرش کنیم!! عشقم مثل خیلی واژه های دیگه یه واژه اسمونیه!!

خوب حالا دوست خوبم .

من و شمایی که معنی کامل عشق  رو نمی دونیم . چه طوری  میگیم عاشق شدیم ؟!؟ مهمتر از آن چه طور می تونی تشخیص بدی  طرف مقابلت هم عاشقه؟

 

فقط یه تغییر حالت درونی و بعدشم من عاشقم!!! همین!!!!

و از این جاست که خیلی چیز ها رو به راحتی نمیشه تشخیص داد و مشکلات  پیش می یاد ...

که یکی از اون ها عشق های یه طرفه است که خیلی هم فراگیره .چیزی که من هم متاسفانه به خوبی لمسش کردم .

من فکر می کنم عاشقش شدم و حتی هنوزم دوسش دارم . چرا؟(بازم نمی دونم!) و فکر می کردم اون هم یه درجه بالاتر یا پایین تر به من علاقه داره؟!

و حالا خودتون فاصله ای بین ذهنیت من . و یه دوستی معمولی که ذهنیت طرف مقابل من بود رو تصور کنید؟؟!! چه فاصله ای.......!!!

و از اینجا خیلی چیز های دیگه هم میشه تصور کرد؟ تصور رنجه طرفی که عاشقه ؟ تصور ......؟

 

 

 

سارا خانم تو وبلاکش نوشته بود . در عشق های یه طرفه . ادم عاشق معمولا نادانه.

گر چه اول خیلی باهاش مخالفت کردم .ولی الان تا حدودی به نادانی خودم اعتراف می کنم . ولی قبول کنید یا نکنید عشق کوره .

 

و اون موقع است که خیلی دیده هاتم باور نمی کنی؟ اون موقع است که نه از روی احساس بلکه از روی تجربت می گی

اینی که میگن اگه خواستی بفهمی بقیه چقدر دوست دارن؟ ببین تو اون ها رو چقدر دوست داری. دروغه

اینی که میگن دل به دل را داره .

دروغه

............دروغه

............دروغه

راستش از هیچی مطمئن نیستم . شایدم جملات بالا درست باشه

و مشکل از حامد باشه.شاید این حامد که اگرهم بزرگ شده. دوست داره مثل بچگی هاش ساده باشه و هر کی رو دوست داره . راحت بهش بگه دوستت دارم ...

گفتم بچگی ها باز دلم هواش و کرد کاش می شد برگشت به روزهای شیرین و با صفا یی بچگی

به هر حال  مثل همیشه من موندم و تنهایی و ....

 

 

 سال گذشته زندگی من بهشت بود   .زيرا که با بهشت رخش آشنا شدم 

سال گذشته بودکه می خواندم اين سرود را:شادم که در کنار تو زيبا نشسته ام

امسال پس چه شدکه چنين خوارو بی اميد.با آرزوی مرگ در اينجا نشسته ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 3:5  توسط حامد  | 

دست نوشته های دل

==40cheraghiha==

 ( من گمشدم)

وچه تنها ماندم ، در این وادی پر مهر خدا

خبری نیست ، از هیچ کس ، از هیچ چیز ،  حتی از هیچ هم هیچ خبری نسیت

من گمشده ام!!

گویا خدا را هم با همه ی مهربانیش گم کرده ام و شاید هم بر عکس.......؟

نه هرگز ، او لطا فتش بیش از این حرف هاست.

شاید هم ، بار گناهان من بیش از این حرفهاست!!!!

در این تنهایی به تو می اندیشم و یکدم همچو بید مجنون به خود می لرزم که چرا تو با من ..........؟

اما هنوز امیدوارم پیدایم کنی؟

نمی دانم چرا از چرخ های روزگار چرخ های نامهربانش نصیب من می شود!!!

 به راستی در این روزگار به دنبال چه می گردیم؟ 

 

بعضی وقت ها شاید به دنبال نیمه گمشده  خویش؟آری بعضی  وقتها . ولی نه! شاید  اگر. صادقانه رفتارمان را مرورکنیم  بیشتر از بعضی وقت ها!!!

 

.اما  نه ، حداقل  من یکی چگونه می توانم تو را پیدا کنم در حالی که خودم را هم گم کرده ام!!!

چه اتفاقی برایم افتاده است .؟!؟!

 چرا این چنین آشفته . حیران . سردرگم . تنها . خیلی تنها ....

شاید مقصر اصلی منم. ولی بیشتر که فکر میکنم می بینم تو ، او ، آنها  نیمه مرا نابود کردند؟!؟

دیگر نمی خواهم. هیچ چیز نمی خواهم .هیچ چیز... ولی نه یک چیز دیگر می خواهم .

می خواهم گوشه ای از این زمین  خاکی  من باشم و تو باشی و خدای خالق دوست داشتنی ها .

آنگاه از مهربان ترین مهربان ها می خواهم. که یا حداقل ذره ای آتش عشق را از قلبم به قلبت انتقال دهد تا دلم خوش باشد که ذره ای مرا درک می کنی؟! و یا حرکت قلب من را باز پس گیراند چون توان ادامه این وضع برایم غیر ممکن است!! 

 

آری من گمشدم!!.

ایا من خودم را پیدا می کنم؟؟

دیگر حتی حوصله  فکرکردن هم ندارم .ذهنم پر شده از (اما . اگر . چرا .کی...)

 اما چه کنم؟؟  .که هر چه از این موضوع ها فاصله می گیرم. بیشترذهنم را مشغول

می کند.!!،

 

 

برام دعا کنید ... تا حداقل خودم و پیدا کنم!

==40cheraghiha==

خدایا صدای این بنده رو سیاهتم  می شنوی؟

 

==40cheraghiha==

تا بعد....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 2:54  توسط حامد  | 

همه میگن؟!!

HydroForum® Group    HydroForum® Group HydroForum® Group HydroForum® Group

دارم اشتباه می کنم همه میگن: آره

تو دلم رو می شکنی همه میگن: آره

باید از تو من بترسم همه میگن :آره

تو دلم رو دزدیدی همه میگن : آره

 

دارم اشتباه می کنم همه میگن:آره

تو دلم رو میشکنی همه میگن :آره

باید از تو من بترسم همه میگن :آره

 

همه میگن که فریبم می دی با چشمای زیبات

همه میگن که دروغ میگی با اونگاه گیرات

همه میگن عقلم رو از دست دادم

همه میگن دلم رو خوش نکنم به حرفات

 

نه .اما من فکر می کنم تو من و دوسم داری

.اما من فکر می کنم تو من و دوسم داری

 

می گن که تو راست نمی گی!!

بگو که دروغ میگن

می گن که تو دروغ می گی!!

بگو که راست نمی گن

 

نکنه که من عقلم و از دست دادم

نکنه که اشتباه که دلم رو به تو دادم

اما من فکر می کنم تو من و دوسم داری

؟؟؟؟؟؟؟

HydroForum® Group  HydroForum® Group

محبت واژه ای آشنا اما غریب 

از آتش پرسيدم محبت يعنی چی ؟ گفت از من سوزانتره 
 از گل پرسيدم محبت يعنی چی ؟ گفت از من زيباتره 
 از شمع پرسيدم محبت يعنی چی ؟ گفت از من عاشقانه تره 
 از خود محبت پرسيدم تو چيستی؟ گفت من نگاهی بيش نيستم ... 
کجایی ای نگاه دوست داشتنی؟!؟!؟
HydroForum® Group HydroForum® Group
خیلی دلم گرفته. بغض گلو م و فشار می ده .چرا باید این طوری بشه ؟!؟ چرا من ؟!؟..
می خواهم مثل گذشته ها بنویسم اما نمی تونم.فعلا نمی تونم ..
HydroForum® GroupHydroForum® Group

بعضی از دوستان میل زدن یا اف گذاشتن که با این متن هات می خواهی دل ما رو بسوزونی؟!؟!

با احترام به نظرشون  متاسفم برای این طرز فکر من حرف های دلم و می یارم رو کاغذ بعدم صادقانه می ذارم جلوی کسانی که تمایل به خوندن دارند

حالا اگه کسی دلش می سوزه . شاید نشان دهنده اوضاع بد این روزهای من باشه ولی مشکل از من نیست . من نه می خواهم دل کسی رو بسوزونم نه احتیاج به دلسوزیه کسی دارم ؟!؟!.

تا بعد...

نظر یادت نره!!

HydroForum® Group  HydroForum® Group   HydroForum® Group   HydroForum® Group
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 2:26  توسط حامد  | 

چرا؟

 سوال های زیادی تو ذهنم جای گرفته . خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر ش رو بکنین

آخه . ملت وبلاک نویس. چه طور میشه کسی رو که عاشقشی . دوسش داری خیلی زیاد .به این راحتی سعی کنی فراموشش کنی ؟؟!! باور کنید نمیشه .

ولی راه دیگه ای دارم؟!؟! وقتی می گه من عاشقت نیستم فقط دوستت دارم

من چه گناهی کردم؟!باید چی کار کنم؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 2:58  توسط حامد  | 

مرسی

از  تمام دوستای گلی که اینجا سر می زنن و زحمت نوشتن نظر رو به خودشون می دهند سپاسگذارم

این گلم تقدیم به همگیتون

 

 

 

 

 

امیدوارو تو زندگی همیشه موفق باشید و کمتر طعم شکت رو بچشید

mr karooni

 

سارا

 

خاله مینی

ابجی رینی

کیانوش سپهری

تنهای تنها

 س.....(من به ا غاز زمین نزدیکم)

ارش جان

 

و بقیه بچه ها

منتظر دوستای جدید هستم

مثل: نامیرا . و ....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 20:47  توسط حامد  |